محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

804

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

بلادر اميزند پس ديك تازه قلعى نموده را بر آتش ملايم نهند و اندكى آب كنند و سه صد و پنج مثقال فانيذ جيد را كوبيده اندك‌اندك در آن كنند تا كداخته شود بعد از آن ادويه در آن ريزند و برهم زنند و بردارند و دست را بروغن مغز كردكان چرب نمايند و اقراص سازند هر قرصى دو مثقال و يك دانك و نيم و هربار يك قرص را باب سرد بخورند و در آن سال كه اين دوا استعمال ميكنند از بقول و ترشيها و لبنيات و همچنين هركه اين جوارش مىخورد و هر دوائى كه بلادر و عسل بلادر دارد از خوردن مطلق لحوم خواه انعام و خواه طيور و خواه از سماك پرهيز واجب است زيرا كه از خاصيت بلادر و عسل بلادر افساد لحوم است [ جوارش بلادر مسمّى بجوارش حبة الخضرا ] جوارش بلادر مسمّى بجوارش حبة الخضرا نافع است از براى استمرا و استطلاق بطن و برودت معده و اشتهاى طعام و بواسير را مفيد باشد و بدن را فربه كند و حفظ بيفزايد صنعت آن به نسخه شيخ رئيس كه در قرابادين قانون ذكر كرده عسل بلادر حبة الخضرا كنجد مقشر از هريك يك استار شكر طبرزد بيست و چهار استار پوست هليله كابلى پوست بليله آمله منقى زنجبيل دارفلفل برنك كابلى مقشر ساذج هندى شيطرج هندى از هريك چهار درم فلفل مرزنجوش بسباسه از هريك دو درم كوفته بيخته اول مرتبه ادويه را بعسل بلادر سرشته بروغن مغز كردكان چرب نموده پس بعسل مصفى به قدر كفايت بسرشند نكاه دارند شربتى ازين جوارش دو درم با مخيض كاو و طعام در مدتى كه اين جوارش خورده مىشود بايد كه شير برنج باشد و كوشت نخورند و كفته‌اند كه اين جوارش كرم است در وسط درجه سيوم و خشك است در اخر درجه سيوم صنعت اين جوارش به نسخه ابن جزله حبة الخضرا كه آن به فارسى كسودان كويند و بن نيز نامند و و بن نيز كويند و عسل بلادر و كنجد مقشر از هريك بيست و چهار مثقال پوست هليله كابلى پوست بليله شير امله منقى زنجبيل دارفلفل برنك كابلى مقشر ساذج هندى شيطرج هندى از هريك چهار درم قرنفل مرزنجوش بسباسه از هريك يك درم نبات سفيد نيم من ادويه را كوفته بيخته با اندك روغن كاو و عسل بلادر چرب نموده با عسل نحل خالص به قدر مناسب بقوام آورده بدستور مقرر جوارش سازند بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى دو درم با دوغ كاو بنوشند جوارش [ بلادر صغير نافع از براى سردى مزاج ] بلادر صغير نافع است از براى سردى مزاج امراض باردهء بلغميه و درد معده و رياح و رنك را نيكو كرداند نسيان و سكته را نافع بود صنعت آن پوست هليله كابلى هليله سياه آمله منقى از هريك سى درم كندر زوفاى خشك از هريك شش درم زنجبيل فلفل عسل بلادر از هريك پنج درم روغن مغز كردكان هفت درم ادويه را كوفته بيخته بعسل بلادر سرشته بروغن كردكان چرب نموده با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى مرتب نمايند و بعضى وجّ تركى و سعد كوفى از هريك پنج درم بر اجزاى با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى مرتب نمايند و بعضى وج تركى و سعد كوفى از هريك پنج درم بر اجزاى اين جوارش مىافزايند و در اين حالت ميكردد اقوى در عمل و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى از يك درم تا دو درم [ جوارش بلادر كبير اقوى از جوارش بلادر بلادر صغير است ] جوارش بلادر كبير اقوى از جوارش بلادر بلادر صغير است در جميع افعال و مبدل مزاج بارد است و نافع است از براى جميع امراض بارده و بلغميه مانند فالج و لقوه و سكته و تشنج و رعشه و لذع عقرب و سموم بارد صنعت آن عاقرقرحا زنجبيل شونيز قسط شيرين فلفل وج تركى از هريك ده درم برك سداب حليّت جنطيانا زراوند مدحرج حب الغار جندبيدستر خردل شيطرج هندى عسل بلادر از هريك پنج درم روغن كردكان ثلث مجموع ادويه كوفته بيخته بعسل بلادر سرشته بروغن مغز كردكان چرب نموده با سه وزن مجموع ادويه عسل سفيد مصفى مرتب نمايند و بعد از چهل روز استعمال نمايند شربتى مثل بندقه و هرگاه خورده شود دو ساعت خود را بپوشند كه عرق آيد و در نسخه ديكر وزن روغن مغز كردكان سدس اجزا است [ جوارش بلادر به نسخه حكيم معصوم از هنديان ] جوارش بلادر به نسخه حكيم معصوم از هنديان است نسيان بر طرف كند و حفظ را زياده و ذهن را تيز و لون را صاف سازد و بلغمىمزاج و پيران را موافق بود صنعت آن فلفل هليله كابلى هليله زرد امله مقشر از هريك چهار درم جندبيدستر دو درم قشر اترج عسل بلادر قند سفيد قسط تلخ حبّ الغار سعد كوفى از هريك كنجد مقشر مثقال اجزا كوفته بروغن كاو و عسل بلادر ملوت كرده و با سه چندان عسل كف كرفته بسرشند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى دو درم [ جوارش بلادر صالح از براى وجع معده كه مزمن شده باشد ] جوارش بلادر صالح از براى وجع معده كه مزمن شده باشد و از براى سردى مزاج و نسيان و رنك رو را نيكو كرداند و فكر و ذهن را لطيف سازد و جيّد كرداند و خواص بسيار دارد و اين جوارش از حكما است و كويند كه از سليمان بن داود ع است صنعت آن به نسخه شيخ رئيس كه در قرابادين قانون آورده هليله سياه هندى پوست بليله شير امله منقى فلفل دارفلفل جندبيدستر از هريك چهار درم قسط تلخ مغز بلادر برنك كابلى مقشر نبات سفيد حبّ الغار از هريك دوازدهء درم سعد كوفى هشت درم اول مرتبه بلادر را مقشر نموده نرم بكوبند و باقى ادويه را كوفته بيخته عسل مصفى مسكه كاو متساوى درهم بجوشانند و بقوام اورند و ادويه را با بلادر كوبيده مخلوط كرده در عسل و روغن بقوام آورده مخلوط نمايند تا منعقد شود و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى دو درم با آب طبيخ كرفس و رازيانه و مستعمل اين جوارش بايد كه نكاه دارد خود را از تعب و غم و حزن و آشاميدن شراب بسيار و جماع و بايد كه غذايى كوشت بخورد و مزاج اين جوارش كرم است در اول درجهء سيم صنعت اين جوارش به نسخه ابن جزله پوست هليله كابلى پوست بليله امله منقى فلفل سياه دارفلفل از هريك چهار درم برنك كابلى مقشر عسل بلادر قسط تلخ حب الغار سعد كوفى از هريك هشت درم ادويه را بعسل بلادر و قدرى روغن كاو چرب نموده با عسل مصفى سه وزن ادويه تركيب نمايند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى دو درم باب كرفس [ جوارش بلادر اين جوارش را از غايت فعل فربه نمودن جوارش مسمن نامند ] جوارش بلادر اين جوارش را از غايت فعل فربه نمودن جوارش مسمن نامند نافع است از براى بواسير و سوء هضم طعام و باه را زياده كند صنعت آن به نسخه محمود بن الياس شيرازى در قرابادين حاوى صغير فلفل زنجبيل از هريك ده درم دارفلفل سى درم فانيذ دو من مغز كردكان مقشر كنجد مقشر از هريك پنجاه درم بلادر مقشر پنج عدد و در نسخه اصل حاوى بلادر ديده نشده اجزا را كوفته بيخته بعسل مصفى بسرشند شربتى يك مثقال صنعت اين جوارش به نسخه حكيم محمد مؤمن كفته كه در تحفه آورده زنجبيل ده استار دارفلفل سه استار شيطرج هندى دو استار شقاقل پنج استار فانيذ جيد چهار صد و پنجاه مثقال مغز كردكان مقشر كنجد مقشر از هريك بيست درم و در نسخه ديكر ده مثقال است بلادر مقشر پنج عدد بلادر را كوبيده در يك اوقيه روغن كنجد بمالند و صافى نمايند و ادويه را كوفته بيخته بان بسرشند با سه چندان ادويه فانيذ سنجرى كداخته بقوام آورده بسرشند [ جوارش بلادر ابن ماسويه ] جوارش بلادر ابن ماسويه منقول از قرابادين افندى صالح چلپى حكيم‌باشى ابرهيم سلطان قيصر روم جهت زيادتى حفظ و عقل و نافع از براى اصحاب مطالعه و مقوى معده و امعا و تصفيهء خون و مقدار شربتش يك درم تا دو درم با عرق رازيانه است صنعت آن فلفل دارفلفل پوست هليله كابلى آمله منقى پوست بليله جندبيدستر از هريك دو درم قسط تلخ بلادر شونيز حب الغار از هريك شش درم سعد